پرنیا جونپرنیا جون، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 16 روز سن داره
نیمانیما، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 15 روز سن داره

♡♡پرنیا ملکه ی شهر عشق♡♡

روز مادر...

1391.2.23   سلام دوستای گلم:   امسال اولین سالیه که خدای مهربون من رو لایق نام مقدس مادر کرده   ویکی از اون فرشته های آسمونیشو به من داده.واقعا به خاطر این لطف ونعمت    بزرگی که به من عطا کرده ازش ممنونم وروز وشب شکر نعمتش را به جا میارم. این روز قشنگ ومقدس رو به مادر گلم و مادر شو هر عزیزم و همچنین همه ی مادر های مهربون دنیا تبریک می گم وبرای همتون آرزوی سلامتی وتندرستی می کنم مادر: خطهای بارداری تو سجده گاه من است و مقدس زیبائی می دهند به تو آنگاه که می فهمم درد کشیده ای برایم 9 ماه صبوری و بردباری کرده ای ...
23 مرداد 1391

بابا مجتبی روزت مبارک...

        کودکی،دخترکی،موقع خواب سخت پا پیچ پدر بود و از او می پرسید: زندگی چیست؟ پدرش از سر بی صبری گفت: زندگی یعنی عشق دخترک باسر پر شوری گفت: عشق را معنی کن پدرش داد جواب: بوسه ی گرم تو بر گونه ی من دخترک خنده برآورد ز شوق گونه های پدرش را بوسید زان سپس گفت: پدر....عشق اگر بوسه بود... بوسه هایم همه تقدیم تو باد بابا مجتبی روزت مبارک دوستت داااااارم. کادوی مامانی:   ...
23 مرداد 1391

90.10.25

                  چه شیرین بود روزی که خدا تو را از بین فرشته انتخاب کرد وچه شیرین تر شد زندگیمان زمانی که تو را در آغوش گرفتم ،منت برسر تقویم گذاشتی وسال 90 را سرافراز کردی ،زمستان را خجالت زده ودی را سربلند وعدد25 را تا ابد شرمنده ی خودت کردی. روز تولدت با شکوه ترین روز هستی است روزی که آفریدگار تو را به ما هدیه داد. وبالاخره دخمل شیطونم در ساعت 8:40 دقیقه صبح روز 90.10.25باکمک دکتر زهره جرجانی چشمان زیبایش را به این دنیا گشود.     ...
11 مرداد 1391

آرزوی مامان وبابا در شب آرزوها...

  امشب شب آرزوها لیله الرغائب... پرنیای عزیزم من وبابایی در این شب عزیز آرزوهای زیادی داریم که مهمترین اون اینه که تو دختر ناز ما همیشه خنده روی لبات باشه وهیچ وقت غم و غصه به سراغت نیاد سعادت وسلامت تو آرزوی ماست. ...
9 مرداد 1391